عرفان عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم- این وبلاگ برای شناخت اسلام عزیز فعالیت میکند

عرفان عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم- این وبلاگ برای شناخت اسلام عزیز فعالیت میکند

۲۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نیم نگاهی به مقدمه حضرت شیخ لطیف راشدی- رحمتد الله در تدوین رساله توضیح المسائل چهارمرجع العظام رحمت الله علیهم واسعه—ایشان میفرماید-مرجعیت در زمان غیبت امام زمان علیه السلام والصلوات جانها فدای ایشان-پنج خصلت داشته باشند-کمی دقت کنید مومنین .وومومنات هم باید داشته باشند- غالب برنفس خود باشد-حافظ ونهگدارنده دین باشد- باهوا های نفس مخالف باشد-اطاعت محض ازامر خداوند سبحان داشته باشد – فقیه باشد- اما فقیه فرهنگ ما واموزش وپرورش ما- به میزان اندک دریک محدود کوچکتربیت میکند که انقلت زیاد دارد- ودوم دراطاعت محض بخوبی برای افراد تبین نشده استکه درشغل خود ونحو وروش زندگانی چگونه بایدطبیق داده شود- در  سی قدمی بقعه منورالهی حضرت امام حسین علیه السلام صلوالته الله علیه واله والسلمروی دیوار یک تابلو روغنی درشت نوشته است- عراق الوطنی  غربی وشرق- که البته دربعد ایدولوژی حرفی باطل است ولی کجا این مطلب درست است-خودمان راراحت میکنیم ومیگویم شیطنت برادران سنی است ؟؟- بحث مستوفی درباره مبارزه علما با زرورمداران وطاغوتیان بیان شده است وتبین دقیقی درباره این مبارزه و ومخالفت وتسلیم نشدن درمقابل تهدیدات برای انکه جامعه چگونگی ان  درک کند بسیاراندک است- عرب وعجم به حق میابیست برای سرور کائنات امام حسین علیه السلام والصلوات الله علیه واله والسلمیک باب ویژه بوجوداورد ولی به اینمعنی نیست دیگرائمه اطهار علیهم السلامباانان  یک برخورد صوری داشته باشد – وشناخت مراجع عظیم الشان حتی امام راحل معمار اسلام ناب محمدی برعلیه بوزینگان اموی  انچنا که باید وشاید باشد تفهیم نشده است لذا میابیست یک کار اساسی  حتی درسطح جهان شمول به این مباحث ومواضع پرداخت تاحق کلام دراین موارد بخوبی ادا وایفا شود انشاالله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۳۱
علی گریست

بسم الله الرحمن الرحیم-شکست خانم کلینتون درانتخاباتمورد تحلیل واقع شد- سازمان معروف نظر سنجی امریکا –پئو-متوجه شد که هنوزیک اختلاف بسیار روشن وصریح وخالص –درباره ایا اختلاف درجنسیت است ویا نیست وجود دارد-درواقع مردان مثلا در مسائل سیاسی تصور میکننند که خانم ها بسیاراحساسی بر خورد میکنند وبه اندازه کافی جدی نیستند- وان اندازه استانداری که قبول دارند- خانم ها ندارند ونحو استدلال انها راهم نمی پذیرننند—البته63%خانم درامریکا تصور میکنند این امر درمردان وجود دارد وباعث ایجادمانع برای پیشرفت خانم ها میشود- ومردان تنها41% این چنین فکر میکنند- که این بخشی از اختلاف نظر بین خانم ها ومردان است-ریشه اولیه به نظر میرسد که هنوز برای تساوی بودن ویکی بودن زنان ومردان کار نشده است- واز نسلی به نسل دیگر اقتباس میشود-که باعث عدم درک صحیح میشود- وریشه  ان در روستا بود که پدر من در روستا ویکتوریا- رشد کرده بود ویک فروشنده لبنیات بود وگاهی اوقات سر زنان جوان سوت میکشید- ومنظور بدی نداشت ومن کاملا مطمن هستم او تصور میکرد کهانهارا تمجید واز انها تشکر میکند—شاید مردان انجاهم چنین میکردند-نه تنها انرا ما انجام میدایم-ما هیچ توجه ای ان زمان به مسئله جنسیتی نداشتیم-کهدرباره مردمان اطراف خود فکر کنیم—واز مردمان اطراف خود دراین مسائل بی خبر بودیم- تحقیقات نشان داد—نه تنهامردان یک درک بدون استدلال وتوصیفات وتعاریف منطقی بعنوان فقط یک پیشنهادیک انحرافی برعلیه زنان دارند- وزنان ناخوداگاه یک انحرافی درباره جنسیت خود دارند- درنتجه دواستادارددرفرهنگ ما ریشه دوانده است- وما-مردان-اغلب تشخیص نمیدهیم- که ماین موضوع بر خانم ها تحمیل میکنیم- بعنوان مثال-ما از دختران خودبیشتر توقع داریم که عفاف وخویشتن داری داشته باشند تا پسران خود- وادب را رعایت کنند قضاوت ما این است- زنانی که هنوز صورت جذابه دخترانه دارند وپست های دخترانه دارندبیشتراز مردان میتواند هراس انگیزباشند را قضاوت میکنیم- وایده ما این است که قدرت طبیعی استعدادها وپتانسیل انهادر کار های کارگاه ای-مردان بیشتر درجهت ترقی وتکامل کار هستند وزنان بیشتر درجهت اجرائی ان-بدبختی بیشتر اینجا است-که زنان با درجه بالای کاربری در ازمایش های سختقرار نمیگیرنند که احتمال داده میشود که ممکن است بزودی بچه دار شوند ونبایدتحت فشار واقع شوند_ادامهدارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۴۶
علی گریست

پیوندهای مرتبطبیاناتبیاناتحاشیه دیدارحاشیه دیدارعکسعکسفیلمفیلمصوتصوتدیگران - یادداشتدیگران - یادداشت

نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

1397/02/18

سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درس خارج فقه رهبر انقلاب اسلامی

چندی پیش حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی از رهبر انقلاب اسلامی درخواست می‌کند که در یکی از جلسات درس خارج فقه ایشان حضور یابد تا درباره‌ی ضرورت توجه به تفسیر قرآن در حوزه‌های علمیه و مهجوریت قرآن در جامعه و کشورمان برای طلاب حاضر در درس معظم‌له سخنرانی کند. این پیشنهاد مورد استقبال رهبر انقلاب قرار می‌گیرد و موجب می‌شود که حجت‌الاسلام قرائتی در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز سه‌شنبه ۱۳۹۷/۱/۲۸ به سخنرانی بپردازد.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه‌ی ورود به ماه مبارک رمضان -ماه بهار قرآن- گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب در ابتدای این جلسه و همچنین سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی را منتشر می‌کند.

بیانات رهبر انقلاب پس از سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدﷲ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین
بیانات جناب آقای قرائتی کاملاً متین و بجا و پُرمغز و برای همه‌ی ما لازم بود. آنچه ایشان در اهمّیّت درس قرآن و تدبّر در قرآن بیان کردند، جزو حرفهای لازم و ضروریِ امروزِ جامعه‌ی ما است. این البتّه یک درد قدیمی است؛ زمان طلبگی ماها -سالها پیش- همین را کم‌وبیش انسان احساس میکرد؛ البتّه آن‌وقت یک آدم باهمّتی مثل آقای قرائتی نداشتیم. ... خب، بحمدالله امروز تا حدودی درسهای قرآن وجود دارد؛ ایشان هم انصافاً با جدّیّت دنبال این قضیّه هستند؛ مثل مسئله‌ی نماز یا مثل مسئله‌ی زکات که ایشان دنبال کردند و موفّق شدند؛ ان‌شاءالله در قضیّه‌ی تفسیر قرآن هم با تلاشی که ایشان دارند، با جدّوجهدی که دارند، با ابتکاری که در ایشان هست و با موهبتهایی که خدای متعال به آقای قرائتی داده -که بعضی از اینها جزو مواهب خاص است- موفّق باشند. امروز استفاده کردیم و خیلی ممنونیم؛ دوستان تلاش کنید که روی این مسئله فکر کنید و ان‌شاءالله تصمیم بگیرید و عمل بکنید.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1397/139702181430da51b.jpg

 


متن سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در ابتدای این جلسه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم‌
الحمدلله ربّ العالمین‌ بعدد ما احاط به علمه، اللّهمّ صلّ علىٰ محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدىٰ و الهمنی التَّقوىٰ.

 عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما [طلّاب] هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

 برای عید نوروز، همه‌ی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال‌احمر و ...، همه بسیج میشوند که عید می‌آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می‌آید؛ «قَد اَقبل‌َ اِلیکُم شَهرُ الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه [از مطلب] پَرت نشوم، از روی متن میخوانم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه‌اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، عَلَّم القُرآن؛(۱) واسطه: جبرئیل، شَدیدُ القُوىٰ؛(۲) محلّ فرود: قَلبِک؛ ذکرٌ لِلعالَمین‌؛(۳) انّا لَهُ لَحافِظون؛(۴) غیرَ ذی عِوَج؛(۵) فَأتُوا بِسُورَةٍ؛(۶) الی آخر؛ این معرّفی قرآن.

 جایگاه قرآن در جامعه‌ی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خُذِ الکِتابَ بِقُوَّة»؛(۷) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کَمَثل الحِمار،(۸) کَمَثل الکَلب،(۹) کَالحِجارَة،(۱۰) کَالاَنعام؛(۱۱) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است: میگوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی‌ شَیْ‌ء حَتَّی تُقیمُوا.(۱۲) کلمه‌ی «اقامه» راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اَقِیمُوا الدّین،(۱۳) اَقِیمُوا الصَّلاة،(۱۴) اَقِیمُوا الوَزن،(۱۵) وَلَو اَنَّهُم اَقاموا التَّوراة.(۱۶) زندگی مادّی‌مان هم بند به همین قرآن است. [میفرماید] وَلَو اَنَّهُم اَقاموا التَّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لَأَکَلُوا؛(۱۷) خب، اگر اقامه‌ی قرآن شد، لَأََکَلُوا، لَأَکَلُوا، لَأَکَلُوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است: نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکر،(۱۸) وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً.(۱۹)

 یک سِری گیر‌و‌گورها هم شاید به‌خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه‌اش هم این است: لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّل‌َ؛(۲۰) یعنی تُبَیِّن ما نُزِّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک‌وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجب‌تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب‌تر است، چون عدّه‌ای که پای خطبه‌های نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن میگوید اینها بی‌ادبند؛ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها(۲۱) در ادامه میگوید «وَ تَرَکوکَ‌»، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، باید بگوید «تَرَکَ الصّلاة» یا «تَرَکَ الخُطبِه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، میگوید «تَرَکوکَ»؛ به‌هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمیگویند؛ گفتم اینجا نمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته‌ای بود؛ گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار، رُحَماءُ بَینَهُم،(۲۲) بعد [هم] «تَراهُم رُکَّعاً سُجَّداً»؛(۲۳) [در مسجد] شما «رُکَّعاً» هست، «سُجَّداً» هست، «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار» در مسجدتان نیست، «رُحَماءُ بَینَهُم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همین‌طور فقط صحبت کنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

 راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت میکنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اَعلم‌» و «اَتقىٰ»‌، مگر این آیه در قرآن نیست؟ تُرهَبُون بِهِ عَدُوَّالله‌،(۲۴) اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار.(۲۵) اگر امام به شاپور بختیار نمیگفت «من توی دهن این دولت میزنم»، شاپور بختیار فرار میکرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس‌جمهور فرانسه، نخست‌وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم‌» و «اتقىٰ»‌ باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم‌» و «اتقىٰ»‌ ‌ نگوییم. «اعلم‌» روی چشم، «اتقىٰ»‌ روی چشم امّا این آیه‌ها هم هست. منبرها باید یک‌جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

 الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار میشود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه‌ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری میگفت که ما بیست‌ هزار طلبه‌ی کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه‌اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در سیاسی‌عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری در دانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه‌اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه‌ها و پسرخاله‌هایش میتواند جلسه‌های محلّی درست کند تا «اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبِین‌»(۲۶) راه بیفتد. هر هجده‌ساله‌ای میتواند ده، پانزده تا ‌ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته میشود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمیگوید شَهرُ رَمضان «اَلّذی کُتِبَ عَلیکُمُ الصِّیام»، میگوید: «شَهرُ رَمَضان اَلّذی اُنزِلَ فِیهِ القُرآن».(۲۷)

 در این مسئله‌ی محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری ایجاد بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ میگوید که چرا نمیروی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لَولا نَفَرَ»(۲۸) -آیه‌ی «نَفْر»- چرا نمیروید «لِیَتَفَقَّهُوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه‌ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه‌ی دیگر هم داریم، آن هم «تدبّر» است، میگوید: «اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآن‌»؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه‌ی تدبّر دو تا توبیخ هست: [اوّل] «اَفَلا یَتَدَبَّرون»،(۲۹) دو مرتبه -توبیخ دوّم- «اَم عَلَى‌ قُلُوبٍ اَقفالُها»؛(۳۰) دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از امام رضا هست که فرمود: اینکه نماز واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.

 وقتی موعظه میخواهیم بکنیم، آیات موعظه را بگوییم: فَذَکِّر بِالقُرآن مَن یَخافُ وَعِید؛(۳۱) چرا جای دیگر میروید؟ در حوزه‌ها «معاونت تهذیب» هست برای اخلاق طلبه‌ها؛ آیات اخلاقی را بگویند؛ آیات اخلاقی را اگر بگویند، هم تفسیر است، هم تهذیب است، هم طلبه که این را یاد گرفت میرود توی محلّه‌شان میگوید؛ عید، تابستان، ماه رمضان، محرّم؛ یعنی ما اخلاقمان جدا است از تفسیرمان. سیاست هم میخواهیم بگوییم آیات سیاسی را باید بگوییم، چند صد آیه‌ی سیاسی داریم در قرآن، همانها را اگر بگوییم مردم تشکّر میکنند. ما مزه‌ی قرآن را نچشیده‌ایم بعضی‌هایمان و نچشیده‌اند بعضی‌هایشان؛ نه ما چشیده‌ایم و نه ما توانسته‌ایم بچشانیم. به‌هرحال مسئله‌ی قرآن را جدّی بگیریم.

 فکر هم نکنید قرآن علم نیست؛ امام رضا فرمود: مَن اَرادَ العِلم فَلیُثَوِّرِ القُرآن -«ثور» با «ث» سه نقطه یعنی انقلاب- برای علم، قرآن را زیرورو کنید. دعوت شدیم ده سال پیش برای دانشگاه تهران امام جماعت بشویم -همان‌جایی که نماز جمعه هست؛ روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه ...؛ توی هفته- گفتم من به شرطی می‌آیم که تفسیر هم بگویم؛ گفتند که اینجا صبح تا ظهر سرِ درسند، خسته‌اند اینها؛ گفتم که کم میگویم؛ گفت آخر نمیشود؛ گفتم آقا من میتوانم نیم دقیقه تفسیر بگویم. گفت آخر نیم دقیقه تفسیر! بگو ببینم؛ ما گفتیم «در قرآن چند بار گفته «کُلُوا» -یعنی بخورید- هرجا میگوید «کُلُوا»، بغلش یک مأموریّتی است، کُلُوا اَنفِقُوا، کُلُوا اَطعِمُوا، کُلُوا لاتُسرِفُوا، کُلُوا وَاعمَلُوا‌ صالِحاً، کُلُوا وَلاتَطغَوا؛ به زنبور عسل هم که میگوید «کُلِی»، دنبالش میگوید «فَاسلُکِی»، تو هم که گُل مکیدی باید عسل بسازی. یعنی کُلُوا کُلُوا هست امّا بخور بخور نیست؛ کنار خوردن یک مسئولیّتی است؛ والسّلام علیکم و رحمةالله».(۳۲)

(آقای قرائتی: خنده‌ی‌ تشکّر بود؟
معظّمٌ‌له: نه، این نَقل [والسّلام علیکم] دانشگاه را اشتباه گرفتند با اینجا،(۳۳) [شما] در دانشگاه گفتید «والسّلام علیکم».
آقای قرائتی: بله)

بعد گفتند خب، اینجا چون شصت هزار دانشجو دارد، مهم‌ترین دانشگاه کشور است، بعضی از اساتیدش استاد تمام و پروفسورند، پس علمی بگو؛ گفتم من قرائتی‌ام، طلبه‌ام، علمی میخواهید بروید سراغ علما؛ گفت مثلاً میخواهی «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»(۳۴) را بگویی؟ اینها که بچّه نیستند؛ من ناراحت شدم و گفتم به من گفته‌اند علمی حرف بزن، من میخواهم امروز آبکی حرف بزنم، روی تخته نوشتم «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»، گفتم بیست تا نکته از این میکشم بیرون؛ این «با»اش بای الصاق است؛ دو تا نامه را که سنجاق میکنند، به نامه‌ی پشتی میگویند الصاق، الحاق، پیوست؛ یعنی احسانت پیوست به خودت باشد، یعنی خودت مادرت را ببر دکتر؛ نگو پول میدهم تاکسی تلفنی [ببرد]؛ وَ بِالوالِدَین. لَقِّمهُ بِیَدَیک، با دست خودت لقمه لقمه دهان مادرت بگذار، نگو برنج بپز بخور، این درباره‌ی «بِالْـ». «بِالوالِدَین» گفته، «بِالْاَبَوَیْن» نگفته؛ چون به رهبر هم «اَب» میگویند -اَنَا وَ عَلیٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّة؛ مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهیم؛(۳۵) به عمو میگویند، به پدر زن میگویند، به معلّم میگویند- «بِالوالِدَین» گفته، حساب والدین از آنها جدا است. نگفته «بالوالدین المؤمنَین»، گفته بِالوالِدَینِ اِحساناً‌ برّاً کان او فاجراً. نگفته «بالوالدین انفاقا»، پدر و مادر خیلی وقتها پول نمیخواهند، محبّت میخواهند. بیست تا نکته تقریباً روی تخته سیاه، در دانشگاه نوشتم. گفتم آقایان بلد بودید؟ گفتند والّا به حضرت عبّاس بلد نبودیم، تا حالا هم کسی [نگفته بود]. گفتم دیگر نگویید آقای قرائتی اینجا دانشگاه است، اینها پروفسورند، علمی حرف بزن. باسوادترین ماها پهلوی ساده‌ترین کلمات قرآن، حرف نفهمیده داریم. در «هُنَّ لِباسٌ‌ لَکُم»(۳۶) پنجاه تا نکته من گیرم آمده؛ در سوره‌ی کوثر ۸۲ تا نکته گیرم آمده. قرآن علم است، ما فکر میکنیم علم چیز دیگری است، اصلاً قرآن را جزو علم نمیدانیم. وقتی میگوییم مشغول چی هستی؟ میگوید مباحث علمیّه؛ میگوییم حالا مباحث علمیّه یعنی قرآن؟ میگوید نه، قرآن نه! نمیگویم آنها نباشد، میگویم به قرآن هم سهم بدهیم.

 ماه رمضان وقت قرآن است. ماشینی که موتورش هوا گرفته و خاموش شده، در سرازیری هلش میدهند؛ سرازیری قرآن، ماه رمضان است. پیغمبر در اُحد فرمود: کدام‌یک از این شهدا بیشتر قرآن بلدند؟ من اوّل میخواهم به جنازه‌ی او نماز بخوانم؛ این یعنی چه؟ چرا در قیامت به ما میگویند براساس قرآن درجه بگیرید، اِقرَأ وَأرقَ. اصلاً قرآن را باید بکشیم وسط؛ تاریخ میخواهیم بگوییم، از قرآن بگوییم، بعد از حدیثها بگوییم، نمیخواهم فقط هم قرآن باشد، قرآن و اهل‌بیت، از هم جدا نیست. بنده چهل سال است تقریباً در تلویزیونم، یک شبِ جمعه تعطیل نشده، این از الطاف استثنائی خدا بود. والله، بالله، اگر به هر کتابی تکیه میکردم، سال اوّل و دوّم حرفهایم تمام شده بود. صبح نگاه به قرآن میکنی یک چیز میفهمی، عصر چیز دیگری میفهمی. اصلاً اگر حرف تازه نباشد خدا نمیگوید تدبّر کن؛ اینکه صاحبخانه به همه‌ی مهمانها میگوید شاخه را بتکانید، پیدا است هر که بتکاند، یک میوه‌ای گیرش می‌آید؛ وگرنه میگویم «خدایا چرا مدام به من میگویی تدبّر کن! ملّاصدرا، فیض کاشانی، امام، بزرگان، تکاندند، میوه‌هایش را بردند، دیگر چیزی برای من نمانده». اینکه خدا به هرکسی میگوید تدبّر کن، یعنی هرکس شاخه را تکان بدهد، میوه‌ گیرش می‌آید. امامان ما چیزی از قرآن میفهمند که ما نمیفهمیم، این حق است؛ فقیه از آیات‌الاحکام چیزی در می‌آورد که ما نمیفهمیم، این حق است؛ امّا معنایش این نیست که تدبّر نکنیم.

 

پیوندهای مرتبطبیاناتبیاناتحاشیه دیدارحاشیه دیدارعکسعکسفیلمفیلمصوتصوتدیگران - یادداشتدیگران - یادداشت

نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

1397/02/18

سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درس خارج فقه رهبر انقلاب اسلامی

چندی پیش حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی از رهبر انقلاب اسلامی درخواست می‌کند که در یکی از جلسات درس خارج فقه ایشان حضور یابد تا درباره‌ی ضرورت توجه به تفسیر قرآن در حوزه‌های علمیه و مهجوریت قرآن در جامعه و کشورمان برای طلاب حاضر در درس معظم‌له سخنرانی کند. این پیشنهاد مورد استقبال رهبر انقلاب قرار می‌گیرد و موجب می‌شود که حجت‌الاسلام قرائتی در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز سه‌شنبه ۱۳۹۷/۱/۲۸ به سخنرانی بپردازد.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه‌ی ورود به ماه مبارک رمضان -ماه بهار قرآن- گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب در ابتدای این جلسه و همچنین سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی را منتشر می‌کند.

بیانات رهبر انقلاب پس از سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدﷲ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین
بیانات جناب آقای قرائتی کاملاً متین و بجا و پُرمغز و برای همه‌ی ما لازم بود. آنچه ایشان در اهمّیّت درس قرآن و تدبّر در قرآن بیان کردند، جزو حرفهای لازم و ضروریِ امروزِ جامعه‌ی ما است. این البتّه یک درد قدیمی است؛ زمان طلبگی ماها -سالها پیش- همین را کم‌وبیش انسان احساس میکرد؛ البتّه آن‌وقت یک آدم باهمّتی مثل آقای قرائتی نداشتیم. ... خب، بحمدالله امروز تا حدودی درسهای قرآن وجود دارد؛ ایشان هم انصافاً با جدّیّت دنبال این قضیّه هستند؛ مثل مسئله‌ی نماز یا مثل مسئله‌ی زکات که ایشان دنبال کردند و موفّق شدند؛ ان‌شاءالله در قضیّه‌ی تفسیر قرآن هم با تلاشی که ایشان دارند، با جدّوجهدی که دارند، با ابتکاری که در ایشان هست و با موهبتهایی که خدای متعال به آقای قرائتی داده -که بعضی از اینها جزو مواهب خاص است- موفّق باشند. امروز استفاده کردیم و خیلی ممنونیم؛ دوستان تلاش کنید که روی این مسئله فکر کنید و ان‌شاءالله تصمیم بگیرید و عمل بکنید.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1397/139702181430da51b.jpg

 


متن سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در ابتدای این جلسه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم‌
الحمدلله ربّ العالمین‌ بعدد ما احاط به علمه، اللّهمّ صلّ علىٰ محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدىٰ و الهمنی التَّقوىٰ.

 عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما [طلّاب] هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

 برای عید نوروز، همه‌ی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال‌احمر و ...، همه بسیج میشوند که عید می‌آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می‌آید؛ «قَد اَقبل‌َ اِلیکُم شَهرُ الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه [از مطلب] پَرت نشوم، از روی متن میخوانم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه‌اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، عَلَّم القُرآن؛(۱) واسطه: جبرئیل، شَدیدُ القُوىٰ؛(۲) محلّ فرود: قَلبِک؛ ذکرٌ لِلعالَمین‌؛(۳) انّا لَهُ لَحافِظون؛(۴) غیرَ ذی عِوَج؛(۵) فَأتُوا بِسُورَةٍ؛(۶) الی آخر؛ این معرّفی قرآن.

 جایگاه قرآن در جامعه‌ی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خُذِ الکِتابَ بِقُوَّة»؛(۷) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کَمَثل الحِمار،(۸) کَمَثل الکَلب،(۹) کَالحِجارَة،(۱۰) کَالاَنعام؛(۱۱) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است: میگوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی‌ شَیْ‌ء حَتَّی تُقیمُوا.(۱۲) کلمه‌ی «اقامه» راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اَقِیمُوا الدّین،(۱۳) اَقِیمُوا الصَّلاة،(۱۴) اَقِیمُوا الوَزن،(۱۵) وَلَو اَنَّهُم اَقاموا التَّوراة.(۱۶) زندگی مادّی‌مان هم بند به همین قرآن است. [میفرماید] وَلَو اَنَّهُم اَقاموا التَّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لَأَکَلُوا؛(۱۷) خب، اگر اقامه‌ی قرآن شد، لَأََکَلُوا، لَأَکَلُوا، لَأَکَلُوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است: نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکر،(۱۸) وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً.(۱۹)

 یک سِری گیر‌و‌گورها هم شاید به‌خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه‌اش هم این است: لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّل‌َ؛(۲۰) یعنی تُبَیِّن ما نُزِّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک‌وقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجب‌تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجب‌تر است، چون عدّه‌ای که پای خطبه‌های نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن میگوید اینها بی‌ادبند؛ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها(۲۱) در ادامه میگوید «وَ تَرَکوکَ‌»، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، باید بگوید «تَرَکَ الصّلاة» یا «تَرَکَ الخُطبِه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، میگوید «تَرَکوکَ»؛ به‌هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمیگویند؛ گفتم اینجا نمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته‌ای بود؛ گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار، رُحَماءُ بَینَهُم،(۲۲) بعد [هم] «تَراهُم رُکَّعاً سُجَّداً»؛(۲۳) [در مسجد] شما «رُکَّعاً» هست، «سُجَّداً» هست، «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار» در مسجدتان نیست، «رُحَماءُ بَینَهُم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همین‌طور فقط صحبت کنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

 راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت میکنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اَعلم‌» و «اَتقىٰ»‌، مگر این آیه در قرآن نیست؟ تُرهَبُون بِهِ عَدُوَّالله‌،(۲۴) اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار.(۲۵) اگر امام به شاپور بختیار نمیگفت «من توی دهن این دولت میزنم»، شاپور بختیار فرار میکرد؟ مقام معظّم رهبری فرمود: رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس‌جمهور فرانسه، نخست‌وزیر کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم‌» و «اتقىٰ»‌ باید یک کسی هم یک تشری بزند، هی «اعلم‌» و «اتقىٰ»‌ ‌ نگوییم. «اعلم‌» روی چشم، «اتقىٰ»‌ روی چشم امّا این آیه‌ها هم هست. منبرها باید یک‌جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

 الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار میشود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه‌ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری میگفت که ما بیست‌ هزار طلبه‌ی کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه‌اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در سیاسی‌عقیدتی نیست، امام جمعه، قاضی، اهل منبر، در نهاد رهبری در دانشگاه نیست- روحانی نیست ولی خب، لمعه‌اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه‌ها و پسرخاله‌هایش میتواند جلسه‌های محلّی درست کند تا «اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبِین‌»(۲۶) راه بیفتد. هر هجده‌ساله‌ای میتواند ده، پانزده تا ‌ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته میشود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمیگوید شَهرُ رَمضان «اَلّذی کُتِبَ عَلیکُمُ الصِّیام»، میگوید: «شَهرُ رَمَضان اَلّذی اُنزِلَ فِیهِ القُرآن».(۲۷)

 در این مسئله‌ی محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری ایجاد بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ میگوید که چرا نمیروی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لَولا نَفَرَ»(۲۸) -آیه‌ی «نَفْر»- چرا نمیروید «لِیَتَفَقَّهُوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه‌ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه‌ی دیگر هم داریم، آن هم «تدبّر» است، میگوید: «اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآن‌»؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه‌ی تدبّر دو تا توبیخ هست: [اوّل] «اَفَلا یَتَدَبَّرون»،(۲۹) دو مرتبه -توبیخ دوّم- «اَم عَلَى‌ قُلُوبٍ اَقفالُها»؛(۳۰) دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از امام رضا هست که فرمود: اینکه نماز واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.

 وقتی موعظه میخواهیم بکنیم، آیات موعظه را بگوییم: فَذَکِّر بِالقُرآن مَن یَخافُ وَعِید؛(۳۱) چرا جای دیگر میروید؟ در حوزه‌ها «معاونت تهذیب» هست برای اخلاق طلبه‌ها؛ آیات اخلاقی را بگویند؛ آیات اخلاقی را اگر بگویند، هم تفسیر است، هم تهذیب است، هم طلبه که این را یاد گرفت میرود توی محلّه‌شان میگوید؛ عید، تابستان، ماه رمضان، محرّم؛ یعنی ما اخلاقمان جدا است از تفسیرمان. سیاست هم میخواهیم بگوییم آیات سیاسی را باید بگوییم، چند صد آیه‌ی سیاسی داریم در قرآن، همانها را اگر بگوییم مردم تشکّر میکنند. ما مزه‌ی قرآن را نچشیده‌ایم بعضی‌هایمان و نچشیده‌اند بعضی‌هایشان؛ نه ما چشیده‌ایم و نه ما توانسته‌ایم بچشانیم. به‌هرحال مسئله‌ی قرآن را جدّی بگیریم.

 فکر هم نکنید قرآن علم نیست؛ امام رضا فرمود: مَن اَرادَ العِلم فَلیُثَوِّرِ القُرآن -«ثور» با «ث» سه نقطه یعنی انقلاب- برای علم، قرآن را زیرورو کنید. دعوت شدیم ده سال پیش برای دانشگاه تهران امام جماعت بشویم -همان‌جایی که نماز جمعه هست؛ روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه ...؛ توی هفته- گفتم من به شرطی می‌آیم که تفسیر هم بگویم؛ گفتند که اینجا صبح تا ظهر سرِ درسند، خسته‌اند اینها؛ گفتم که کم میگویم؛ گفت آخر نمیشود؛ گفتم آقا من میتوانم نیم دقیقه تفسیر بگویم. گفت آخر نیم دقیقه تفسیر! بگو ببینم؛ ما گفتیم «در قرآن چند بار گفته «کُلُوا» -یعنی بخورید- هرجا میگوید «کُلُوا»، بغلش یک مأموریّتی است، کُلُوا اَنفِقُوا، کُلُوا اَطعِمُوا، کُلُوا لاتُسرِفُوا، کُلُوا وَاعمَلُوا‌ صالِحاً، کُلُوا وَلاتَطغَوا؛ به زنبور عسل هم که میگوید «کُلِی»، دنبالش میگوید «فَاسلُکِی»، تو هم که گُل مکیدی باید عسل بسازی. یعنی کُلُوا کُلُوا هست امّا بخور بخور نیست؛ کنار خوردن یک مسئولیّتی است؛ والسّلام علیکم و رحمةالله».(۳۲)

(آقای قرائتی: خنده‌ی‌ تشکّر بود؟
معظّمٌ‌له: نه، این نَقل [والسّلام علیکم] دانشگاه را اشتباه گرفتند با اینجا،(۳۳) [شما] در دانشگاه گفتید «والسّلام علیکم».
آقای قرائتی: بله)

بعد گفتند خب، اینجا چون شصت هزار دانشجو دارد، مهم‌ترین دانشگاه کشور است، بعضی از اساتیدش استاد تمام و پروفسورند، پس علمی بگو؛ گفتم من قرائتی‌ام، طلبه‌ام، علمی میخواهید بروید سراغ علما؛ گفت مثلاً میخواهی «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»(۳۴) را بگویی؟ اینها که بچّه نیستند؛ من ناراحت شدم و گفتم به من گفته‌اند علمی حرف بزن، من میخواهم امروز آبکی حرف بزنم، روی تخته نوشتم «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»، گفتم بیست تا نکته از این میکشم بیرون؛ این «با»اش بای الصاق است؛ دو تا نامه را که سنجاق میکنند، به نامه‌ی پشتی میگویند الصاق، الحاق، پیوست؛ یعنی احسانت پیوست به خودت باشد، یعنی خودت مادرت را ببر دکتر؛ نگو پول میدهم تاکسی تلفنی [ببرد]؛ وَ بِالوالِدَین. لَقِّمهُ بِیَدَیک، با دست خودت لقمه لقمه دهان مادرت بگذار، نگو برنج بپز بخور، این درباره‌ی «بِالْـ». «بِالوالِدَین» گفته، «بِالْاَبَوَیْن» نگفته؛ چون به رهبر هم «اَب» میگویند -اَنَا وَ عَلیٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّة؛ مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهیم؛(۳۵) به عمو میگویند، به پدر زن میگویند، به معلّم میگویند- «بِالوالِدَین» گفته، حساب والدین از آنها جدا است. نگفته «بالوالدین المؤمنَین»، گفته بِالوالِدَینِ اِحساناً‌ برّاً کان او فاجراً. نگفته «بالوالدین انفاقا»، پدر و مادر خیلی وقتها پول نمیخواهند، محبّت میخواهند. بیست تا نکته تقریباً روی تخته سیاه، در دانشگاه نوشتم. گفتم آقایان بلد بودید؟ گفتند والّا به حضرت عبّاس بلد نبودیم، تا حالا هم کسی [نگفته بود]. گفتم دیگر نگویید آقای قرائتی اینجا دانشگاه است، اینها پروفسورند، علمی حرف بزن. باسوادترین ماها پهلوی ساده‌ترین کلمات قرآن، حرف نفهمیده داریم. در «هُنَّ لِباسٌ‌ لَکُم»(۳۶) پنجاه تا نکته من گیرم آمده؛ در سوره‌ی کوثر ۸۲ تا نکته گیرم آمده. قرآن علم است، ما فکر میکنیم علم چیز دیگری است، اصلاً قرآن را جزو علم نمیدانیم. وقتی میگوییم مشغول چی هستی؟ میگوید مباحث علمیّه؛ میگوییم حالا مباحث علمیّه یعنی قرآن؟ میگوید نه، قرآن نه! نمیگویم آنها نباشد، میگویم به قرآن هم سهم بدهیم.

 ماه رمضان وقت قرآن است. ماشینی که موتورش هوا گرفته و خاموش شده، در سرازیری هلش میدهند؛ سرازیری قرآن، ماه رمضان است. پیغمبر در اُحد فرمود: کدام‌یک از این شهدا بیشتر قرآن بلدند؟ من اوّل میخواهم به جنازه‌ی او نماز بخوانم؛ این یعنی چه؟ چرا در قیامت به ما میگویند براساس قرآن درجه بگیرید، اِقرَأ وَأرقَ. اصلاً قرآن را باید بکشیم وسط؛ تاریخ میخواهیم بگوییم، از قرآن بگوییم، بعد از حدیثها بگوییم، نمیخواهم فقط هم قرآن باشد، قرآن و اهل‌بیت، از هم جدا نیست. بنده چهل سال است تقریباً در تلویزیونم، یک شبِ جمعه تعطیل نشده، این از الطاف استثنائی خدا بود. والله، بالله، اگر به هر کتابی تکیه میکردم، سال اوّل و دوّم حرفهایم تمام شده بود. صبح نگاه به قرآن میکنی یک چیز میفهمی، عصر چیز دیگری میفهمی. اصلاً اگر حرف تازه نباشد خدا نمیگوید تدبّر کن؛ اینکه صاحبخانه به همه‌ی مهمانها میگوید شاخه را بتکانید، پیدا است هر که بتکاند، یک میوه‌ای گیرش می‌آید؛ وگرنه میگویم «خدایا چرا مدام به من میگویی تدبّر کن! ملّاصدرا، فیض کاشانی، امام، بزرگان، تکاندند، میوه‌هایش را بردند، دیگر چیزی برای من نمانده». اینکه خدا به هرکسی میگوید تدبّر کن، یعنی هرکس شاخه را تکان بدهد، میوه‌ گیرش می‌آید. امامان ما چیزی از قرآن میفهمند که ما نمیفهمیم، این حق است؛ فقیه از آیات‌الاحکام چیزی در می‌آورد که ما نمیفهمیم، این حق است؛ امّا معنایش این نیست که تدبّر نکنیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۱۲
علی گریست

بسم  الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-سوره توحید  نام دیگران اخلاص است اهمیت ان درهمین است که اگرتوحید ناب را درک نکنیم- از اخلاص دور هستیم- اعمال  دیگرانسان دیگر فایده ای ندارد-درتعبیری دیگر  امده است- که این فرد معلق درهوا است نه درور ی زمین مستقراست ونه حبلی به ان به زمین بسته شده است- خواندن یک سوم قران است- دال بران است که یک ارکان وپایه بسیارمهم است—از حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم-امده است-:"کسی –که به –خدا-و-روز –قیامت ایمان دارد—خواندن- سوره –قل هو الله احد-:" را بعد از هر نماز ترک نکند—چرا:-که هرکس ان را بخواند-خداوند خیر دنیا واخرت را برای او جمع میکند- وخوداش وپدر ومادر وفرزندان اش را می امرزد- در حدیث دیگری از  از امام صادق علیه السلام سلام الله علیه والصلواته الله  واله والسلم—بیان فرمودند—هنگامی که رسول خدا صلواته الله علیه واله والسلم- برجنازه:" سعد بن معاذ رحمت الله علیه والسلم- نماز گزاردند—فرمود-:" هفتاد هزارملک کهدرمیان انها حضرت جبرائیل علیه السلام نیز بود وبر جنازه او نماز گزاردند-(اجرا ش را حساب کنید)!من از جبرائیل پرسیدم-او به خاطر کدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد-؟ گفت- به خاطر تلاوت سوره قل هوالله احد"که- درحال نشستن وایستادن وسوار شدن وپیاده روی  ورفت وامد-اما خواندن سوره اخلاص پایمبراکر م صلواته الله علیه واله والسلم درچه حد است-خداوندمنان میفرماید اجر ان بر عهده من است- وما امروز کهعلم ما بیشتراز حضرت سعدبن معاذ رحمت الله است ومشکلات بیشتراز ان زمان است-کسی مقاومت میکند میابیست درجات بالاتری رابه دست اورد- وگرنه مغبون وبازنده است-رحدیث دیگری از پیامبر اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم امده است—خواندن سوره قل وهوالله احد را بعداز  هرنماز  ترک نکند—چراکه هرکس انرا بخواند- خداوند منان خیر دنیا واخرت واخرت را برا یاو جمع میکند- وخوداش  وپدر ومادر وفرزندانش  ر میامرزد—ازروایت دیگری استفاده میشود- که خواندناین سوره به هنگام ورورد- به خانهروزی  را فراوان دمیکند وفقرا را دور میسازد- ومطالب دراین باره زیاداست – تفسیرنمونه )نکته مهم- در ضمیر هو است- ضمیر فرد غائب است یعنی دیده نمیشود- حضرت علی علیه السلام صلوالته اللهعلیه واله والسلم میفرماید- درشب جنگ بدر- حضرت خضر را دیدم از اوخواستم چیزی به من یاد دهد که به کمک ان بر دشمنان پیروز شوم اولین نکته دراین است که همیشه کمک الهی را بایدطلب کرد وبه اسباب مادی زیاد وابسته نبود- ان حضرت رحمت اللهعلی فرودند این جمله بگو—یاهو- یا من لا هو الاهو هنگامی صبح شد جریان را از خدمت رسول اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم عرض کردم- فرمودند یا علی اسم اعظم به تو تعلیم شده است وسپس این جمله ورد زبان من درجنگ بدر شد- حضرت خضر علیه السلام بدرجه رسید که به ایشان اسم عظم داده شد- ایشن از خداوند خواستند زنده باشند تا قیامت بخصوص در زمان پیامبراخرزمان که شرک بسیارقوی است به کمک ان پیامبربشتابد- امامعنا بسیار دقیق است مهم است- او یعنی خداوندمنان که غائب از نظراست- کسی غائب است وعظیم ترین غائبی که همیشه غائب خواهد بود- یعنی غائب های دیگر نه عظمت ایشان دارند ونه همیشه غائب خواهند بود رذوز ی اشکار میشود ویا از طریق ارتباط باانها درک میشوند مانند روح خود فرد-لذا کسی نمتیواند برای خداوندمنان شکل وصورت وخصوصیات دیگر بیان کند- زیرا هیچ موجودی ان عظمت راندیده است-ادامه دارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۰۷
علی گریست

- بسمالله الرحمن الرحیم—نظریات شخصی است-در  وینودوز – 10-یکسری  نمونه های برای طرز نامه نگاری برای  ادارا ت مختلف-دارد- اصطلاحا به انها فورمت پاک داده است- یعنی عیبی نمیشود برانها گرفت- قران هم یک فرمت پاک است-نامه یکنامه ادارای برای یک گالری است- سلام علیکم را اختیاری کرده است- اقای ترامپ میگوید سلام همرا ه باعذاب الهی ومن بر شما سرخ پوستان وحشی جدید-میفرماید نامه باید بدین روش طرح ریزی شده باشد که هماهنگ با کل اسناد شما باشد- اسناداقای ترامپ نظرخوداش وثروتمندان وداماد اش ودخترش وخانم اش است- یک- نکته کن دراینجا متذکر شوم حق فرد با حق جمع مساوی است یعتیحق فرد با بیت المال مساوی است البته گذتش بعلت های مختلف یکی هم برای بیت المال تاحدی که فرد رضایت داشته باشدبسیار پسندیده است وگاهی تنها راه کمک به جامعه از این طریق است وگرنه8 روز قیامت فرد میتواند طلب حق خود کند-نامهدرست مانند یک گالری  که اشیا ی مختلف دارد نامه هم این چنین است- که هرگالری یک سرعنوان دارد ومقداری جداول دارد- لیستهای مختلف داردکه صفحات مناسب خود ادارند- گالری اقای ترامپ منافع شخص وخانودگی امریکائی است بدون درنظر گرفتن منافع دیگران- در حالی که دراسلام دراسلام هرچقدرفرد تواناتر شود- مانند درخت پر ثمر ودشت کنار کوه ها سربزیرتر میشود وبیشتر درخدمت جامعه  وانسانها  میباشد-

  شما میتوانید-  بخش انتخابی خاص متن را با امکنات نرم افزار  ورد-= کلمهدر گالری  تغیر سریع اسلولوب واستیل – ورد= کلمه تغیر دهید- ایشان در حوزه سیاست نرم افزار خاصی داردمداوم تغیرات سریع سبکی میدهد- افاقا قران مجید هم همین طور است سبک خودرا مطابق- شرایط موجود  تغیرمیدهد- زمانی من در کتابی میخواندم که حضرت علی علیه السلام مثلا درخطبه جنگ صفین مانند شیر میغرید نمیتوانستم تجسم کنمتادرسفرعتبا متوجه شدم بعضی عراقی که اصالتا مال منطقه هستند نه انکه دراصل اهل حجاز بودند انها میغرند گاهی انسان تعجب مکیند که

چگونه مردان .زنان باسبک مختلف میغرند- معلوم میشود حضرت علی ذعلیه السلام باسبک عراقی صحبت میکردند- همیشه بهترین مدل خودرا حفظ کنید ختم نامه مطالب دلخواه خودتان است-

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۵۵
علی گریست

بسمالله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-برادران وخواهران-جسجوگر به سایت-www.nasime marefat.parsiblog.com-لطفا سری بزنید-لاهیجان پرچم شیعه است درسرتاسر عراق- ارم موکب شیر ایران درشهر بردیاوار مزین است است که به مردم عراق ورواز خدمت رسانی میکردند- خبر شهدای نور در پاسگاه ایران وشهادت دوبسیجی در حمله به پایگاه بسیج شهرستان باوی-که بسیارناجوانمردان همانند شهادت ائمه اطهارعلیهم السلام الله وصلواته الله اجمعین- بسیاردرد اور است که انها برای قتیلالعبرات به شهادت رسیدند-چند –نکته تاکتیکی که الهام-از   تکتیکیهای داعش است به سمع مبارک میرسانم- اول داعش درعراق وسوریه از جوانان خام سود جست زیرا استارت انقلابی شدن درمنطقه توسط ایران زده شده بود وطرفداران زیادیپیدا شده بود که مداوم تک میزدند وغربهم پاتک انرا فراهم کرد این اشتیاقرا  برعکس انقلابیون کرد—کی از راها قبائل وخانودهای مستعد وهابیت باید جا بهجا کردهماغنطور که عراق کرده است مثلا به لاهیچان وقم وجاهی گرم دیگربرد وانها به سمت بقعه های امامام صلواته اللهعلیه واله والسلم وامازاده هابرد وکاری هم به انهایاد  داد وهسران شایسته برای انها انتخاب کرد-واز خودانها سخنران وخطیب ساخت-امادرمرز هاطول مرزرا که نیاز است بایدسنگر یک ردیف عقب تر یک مکعب مسطیل بلندمانند سطل توخالی بادیوار پنج سانتمیتر از سیماندراخل ان خاک ریخته شود ویا از برزنت ساخته شوددو انهاراتروری ه سیمی خاردارد کشیده شد که کسی نتواندبدزد انها را وبهم جوش بدهند مخصوا دور پست برق  یک دایره بزنند- چند متر عقب تر  یک ضد شیب درست کنندکه تانک ونفربر  ووانت خمپاره هذروقت مقتضی شداز شیب بالا بیاید وپشت ان خط  دفعائی دوم تیرانداز ی کنددر خط مقدم برای هر واحدچند یک معب مستطلی از اهن مانند تریبون- جعبه با سطح بالائی پهن یک نیمدایره منحیبه سمت داخل بهان جوش بدهند که فرد درروی ان داراز کش کند ومیتواند هم دیده بانی کند وهم تیراندازی کند وان بخش را منحنی با موکت خاک مانندپوشش داده شود از هیچ علام تپارچی وغیره استفادهاز طریق چهارگو ش کردن شیشه های اب مدنی ومانند درطول جاده ریخته شود وهرجا  اغاز یک واحد است بامقداری ظروف کمچوت وماهای وشیهای درست ابمدنی که بهم متصل هستند قرارداده شود وهر جا نیرونداریم یک خندق بهعرض یکمتر کشیده شود دو طرف خندق میله های سرکج وتوسط سیم خادر به صورت طوری بهم وصل شد ووسط ان مین باشدهرچند کیلومتر یک اطاق  روی ان یکبرجک به طول سهمتلر تا چهارمترذ  چهار گوش کهاز چهار طرف دریجه دیده بانی داشته باشد وربرو ی انها  اطاقک که به سه میله لوله اهنی ویک صفحه بر سران کهک تفتیش کند وهم اجازه عبور ماشین دهدی ووروبری ان باز یک چنین پناهگاه که در زیرا ن یک نفربر روبه سمت جبهه باشد بیشتر سعی شود که جلو تا دوکلیمتر چیزی نباشد وسپسدرختان باشد که دربین انها دیده بان های مخفی قرارداشته باشند ونیاز همنست که همیشه واردجنگ شوند وبخش از خط مقدم-بهانداز مغازه های کوچکا اهن باقطر زیادکه درش به سمت داخل باشد وشسته بهم جوش داده شود وتاننه تا بهم جوش داد شود وکنار انهایک فضای کوچه برا عبور ومرور ودیده بانی  قرار داده شود که درداخل انها موادهای لوجستکی واردنانسی وغذائی وهرچه مورد دنیا زاست قرارداد واز بام انهاهم متواند بر ای دیده بانی وتیراندزای حتی استفاده از خمپاره امکان پذیر است هرچند کیلیمتر یک گودال مسطیل به عمق یزهسه  متر نیم برا یا تیراندزای موشکها وتوپ ها ی دورزن ساخت که درو ان از کیسه خاکی بهحدنیاز کار گذاشته شودجادهمحل توقف نداشته باشد چناچه جائی اب است ویادکانی است ویامنزلی است  ویا ازجائی منشعب میشو به جای دگری یک راه سوم انجا کشیده شود ویکتعداد تریلی که یک سری برجک  اطاقی دارد هم حمل نقل کند وهم دیده بانی کند- انشاالله کار ساز خواهد بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۱۸
علی گریست


بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-درباره دین واسلام-خداوندمنان در اوائل به نظر میرسد یک سری جزئیات اسلام ودین الهی به صورت مطلق بیان کند- واعتقادات دیگران  هم دین میداند-لک دینکم- ولی دیت- شمابرای خود دین دارید- ومن هم برای خودین ادارم تا دین یم مسئله وموضوع عمومی شود چیزی عجیب وشگفت اور نباشد یک سری اعتقادات است همانطور که میگویم هرجا فرهنگ خودرادارد قوانین خودرا دارد-مراسم خودرادارد-درمرحله اول توحید را مطرح میکند عدهای مخالفت میکنند تک تک جواب انهارا میدهد- درجائی برخلاف ادیان قبل میفرماید –زودبه حساب شما رسیده میشود-انها خط ونشان میکشند  خئاوندمنان هم خط ونشان میکشد ولی باید با احتیاط کرد- زیرا کافرین عجول وزودخشمگین میشند- جالب مخالف دین الهی کافرین خصوصیات نامناسب اجتماعی انهامطرح میکند مثلا یتمیان باتندی از خود میرانند که این امر درجامعه مشهود بوده است ونمیتوانستند انرا تکذیب کنند نتجه انکه موحدین برعکس هستند به یتیمان توجه ونوازش میکنند ودیگرنقاط ضعف وفسادانرا مشخص میکندکه علت ان همان دین غیر حقیقی است وکم کم دین حقیقی کسنداشته باشد خسران دارد درحال ضرر کردن است وعمل صالح ندارد- این مموضوعات کاملا برای مردم اشکار شده بوده است- بعداز بیان دین های قبلی که نمایندگان انهادرعربستان بوده است بخصوص یهوئد که انها هم این حقایقرا دراوائل انکار نکردن بلکه بسیاری از ان ایا راتصدیق کردن- بعد هم کتابرا مطرح کرد از کتب اسمانی یهوید ومسیحیت به حد کافی مطلب وبحث کرد وسپس ارسالپیامبران  وداشتن معجزات بحث کردیعنی ان اجزا بهخوبی معرفی کرد وخصلت خوب واعمال صالحممومنان شرح داد ودرمقابل بیانات کافرن رد کرد وخصلت های پلید انهارا اشکار ساخت-در سوره ال عمران- اسم این دین را قبلاز انکه دیگران نامی برای او انتخاب کنند دین درنزدمن نام اش اسلام – است بنابرگفته تفسیر قران حکیم—روح همه ادیان تسلیم شدنمحض دربرابر خداوند ودستور او است- حضرت علی علیه السلام-درتعریف اسلام مفصل صحبت کرده است- فرموده است حققت اسلام همان تسلیم بودن  دربرابر حق است وتسلیم بودن  بدون یقین  ممکن نیست- یقین همان تصدیق است وتصدیق همان اقرار است- حضرت علی علیه السلام-درخطبه152- میفرماید-اسلام را کانونبزرگواریمعرفی کرده است –دراین خطبه به ریشه کلمه اسلام  اشاره داردکه هم خانوادهواژه سلامت دانسته است- انتخاب اسلام به عنوان طریق ومنهج- روش وراه- از دیگرمواغردی است که دراین خطبه ذکر شده است جالب است اعراب تسلیم شدن در راه ای میدانستند که به سلامت وبزرگواری برسند ومیبایست یقینی باشد-لذا قران برهان انها برای همین جهت از انها طلب کرد ودرخطبه160 فرمودند که اگر کسی به جز دین اسلام دینی دیگر بپذیردبا سقوط روبرو میشود- اعراب عربستان از رفتن به یمین وشام خوداری میکردند که انهارابه بردگیمیگرنند واز نظرانها افرادی بدبو وخشن وجاهل هستند ونبایدازاد باشند- لذا برای انکه سقوط نکنند برای سفرکوتاه میرفتند وسعی میکردند خوش لباس وخوشبو وخوشاخلاق باشند ولی باز ترس داشتند وزود بر میگشتند—ادامه دارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۲
علی گریست

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- فیلمبودا از شرم فرو میریزد- ساخته- خانم حنا مخلباف- فیلم خوبی است وفقط دونکته انحرافی دارد-یکی سنگسار را تقبیح کرده است-؟؟!! ودوم دخترخانم کوچکی که  در سرکلاس ابتدائی ماتیک به گون های ولبان دخترانمیکشد که برخلاف عرف افغانستان حتی جهان غرب است- وسمبلی از غرب گرئای است وخانم های افغانستان زیربرقهامکان دارد مایک کشیده باشند وفقط برای محرم  قابل رویت است- سنگسار هم درداین یهود ومیبایست دردین مسیحیت  باشد وهیچنین دردین اسلام است فقط برای حفظ قوام خانواده است- انسانی که از عذاب اخرت نمیترسند- ولی از مجازات های دنیائی- وحشت دارند درمسائل خانوادگی اسلام تاحدی شدت عمل داده است- وتاحدی هم در ادیان ابراهیمیدرقبل تاثیر گذاربوده است وحتی امروز این نوع مسائل بسیار پلید تلقی میشود-ولی متاسفانهدرغرب ارزش این نوع مجازات نه تنهابی اثر شده است- بلکه برای خانم های فحشا که کارت خاصی داده میشود وبعضی از انها دارای همسر هستند ومیابیست درمسائل خانواده هم چنان با دقت کافی عمل شود وترس از مجازا ت باعث یکنوع مصونیت وغیرت وحفاظت گردد-نکته دیگر مسئله ازدواج موقت است- دردائیترالمعارفی از متعه به بدی یاد شده است ویک خانم ایرانی انرا برابر با فحشا میدادند؟؟ اما ایشان درغرب حضوردارند  ومیدانند درانگلستان دوست دختر  که یک امر شناختهشده وپذیرفته شده است گاهی یکخانم هفتادنفر به مرض سوزاک برای تجربه مردان وانتخاب همسر مبتلاکرده است وخود نمیدانسته است که به این مرض مبتلا بوده است- حال جای سوزاک مرض ایدز امده است ونسل سوم انخانم درغرب  همان فرهنگ غربی خواهد داشت- ومعلوم نیست ان زمان امراض مقاربتی در چه وضعیتی هستند-کهامروز بعضی از ترس به تجاوزبه  بچه پسر ها  وهم جنس گرائی روی اوردند- خداوندمنان اجر عظیمی درازدواج موقت که دلیل لازم انرا دارد داده است خم استاد نگلیسی در دانشگاه لند ن میفرمودند-بعضی سفیرهای امریکا مثلا به فرانسه خانم ایشان به دلائلی به فرانسه نمی اید وبیشتراین سفیرن که دوره های خاصی دیده اند اظهار خستگی میکنند ومایل به بازگشت هستند برای انها امریکا چند دختر خان ویا خانم های بعنوان منشی  وغیره تهیه کردند وحتی فرانسه که هرسفارت   سفارت  خانه ای  به چند ازاهالی  بومی نیاز دارد وانهاهم عکس چهار دختر خانم به ااقای سفیر نشان میدهدکه بعنوان رابط سیاسی با سفارت کار کنند وایاشن یکی را میتواند انتخاب کند وسربازان یا دوست دخترخود را  از امریکا میاورد-که هزینه ایشان امریکا پرداخت میکند وبسیارهم تشویق میکند ویا یک دوست دختر در فرانسه پیدا میکند ویا از فحشا استفاده میکند- این مسائل نادیده میگرنند درحالیکه در متعه  هم زندگانی خودش .حتی برای چندماه اینده تضمین میکند ومدتی برای صبر کند چناچه ابستن بودویا مرضی داشت مشخص میشود ومیزان امراض به خوبی کنترول میشود- البته سیاست درغرب بخصوص انگلستان-هرکس مدتی دانگلستان عجیب است پی به رندی اقایانبرده است وهرانگلیسی واردکویت شده است رندی خودرا مشخص کرده است ولی مردمان درانگلستان بسیارباهوش ورندی اقایان بخوبی میدانند- ولی کسی سری کتب ومقالات وروزنامه وبامردم عادی بحث کندمتوجه بسیارحقایق میضشود- امید است خداوندمنان این چنی افرادبه فطرت وعقل بازگرداند که درواقع درمسیر حق گم شده اند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۲۸
علی گریست

بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-لطفا سری به org).islamwhy.www)-بزنید-دراین سایت-پنچ نوع حجاب مطرح شده است-که شدیدترین نوع ان- برقه (برکه) نمایندمیشود که به اندازه بسیار کم حتی چشمان هم ندیه نمیشوند کودراندازه بسیار کم برای چشمان ازیک تور هم استفاده میشودنقاب تاحدی صورت وچشمان دیده میشود-در استرالیا برقه داردمطرح میشود- که حجاب زنان داعشی است؟؟!! متاسفانه این توهم ایجاد میکند زنان الگوی داعش را انتخاب کردند وبه نظر حقیر میابیست از این نوع حجاب مدتی صرف النظر کنند- وغرب بایدبداند-نیت ومعنویت پشت سر حجاب – چیست وکسی  نباید فریب زنان داعشی رابخورد-خوارج هم بسیاراهل عبادت بودند-ناصبی ها که بعدا درزمان عباسیان به یک ایدولوژی تبدیل شدند- .قبائل ناصبی بوجودامد-که درسامرا واستان صالحالدنی به مرکزیت تکریت-تجمع زیادانها انجا بود وبه همین دلیل با داعش یک سنخیتی داشتند این دواستان خلیی زود به تصرف  داعش درامد- انها اگر روز به پنج رافضی دشنام نمیدادند خودرا جهنمی میدانستند وغذا نمیتوانستند بخورند-ولی دراه اسلام خلفا جان فشانی میکردند-لذا درغرب برقه فرمودند که ریسک امنیتی ان زیاد است وپرچم اصول گرائی از نوع داعشی را بلند میکند وبه همین علت تبلیغ میکنندکه این حجاب را قدغن کنید-که اترباط با ترورسیم میتواند داشته باشد- وغرب بدنبال درک فلسفه حجاب است-خانم دکتر ریحانه اسماعیل- که امروزه استاد سیاستهای خاور میانه ومطالعات اسلامی در دانشگاه ملی استرالیادرکانبرا است واخیرا نقاب میزند-در رادیوی666 ا- بی –سی- کانبرا به سئوالات دربارحجاب وبرقه پاسخ داده است—ایشان بیان کرده است که مردوزنان نبایدلباس تن نمای سکسی داشته باشند- وان زینهای بدنی باید پوشیده باشد-در مجسه های که نماینگر   فرهنگ های گذشته است-درمقوله لباس که در طول تاریخ وقرن ها درملتهای مختلف-قابل بحث وتجزیه وتحلیل است- قران به صراحت هیچگونه مدلی رامشخص نکرده است—بعضی از علما مجادله دارند-واجب مذهبی بخصوص از نوع بسیار محافظه کارانه-که بخش بسیار کوچک از امت اسلامی هستند-(نظرخودرامیخواهند تحمیل کنند-)- درحالیکه انواع حجاب است که هرکدام تفسیرخودرا دارد- ایشان بیان کردن که از بچگی من حجاب داشتم—من با حجاب درپوشیدن ان بسیار راحت هستم- وهرگز بدون حجاب نمی توانم خودرا تصور کنم—من برای پوشیدن حجاب دلا ئل فرهنگی مختلف دارم- ولی بسیاری از زنانکه حجاب میزنند به دلیل مذهبی است-ایشان پس از انکه حجاب های مختلف که درکشورهای مختلف بکار میرود شرح میدهدکه چادر مخصوص  خانم های اراین معرفی میکند-که انواع ان تحت تاثیر فرهنگ  ومد-مذهب انها بوده است-بعضی خانم ها بعلت ایمان قوی-که رمذهب انها این امر واجب است-حجاب میزنند- خانم دکتر اسماعیل این مطلب را قبول داشت-که بعضی خانم ها بعلت فشاروتحمیل حجاب بزنند وممکن است بعضی از همسران به خانم خود بگویند  لطفا نقاب بزنید-زیل من نمیخواهم که دیگران شمارببینند- که دیگران با نگاه کردن شمارا تصاحب کننند-نظر شخصی است- تنها زیبائی بدن- نیست که خط قرمزدارد  درتمام مواردفرد داری  خط قرمز است- درهمین غربکه میخواهد ازادی را به حد ممکن گشترش ده درابطه  افراد با نا محرم درگفتمان از خواهر وبرادری گذشت زن وشوهری است-؟؟!!-همه جا بایدیک خط قرمز  منطقی وجود داشته باشددرغرب فرد نمیتواند درمقابل بیمارستان ومدرسه وخانه سالمندان واحدهای نظامی وغیره بوق ماشین بزند-جریمه سنگین دارد- وووو—قران مجید درجنگ-که سخت ترین شرایط ضد ارامش است ومیتواند بالاترین ترس را ایجاد کند- میفرماید چون براده اهن- باشید که امروز بایدگفت اتم اهن باشیدیعنی قابل شکستن نباشید- ومسلم است که شهوات سختراز میدان جنگ هستند- انجاهم میبابیست براده اهن بود- وبالاتر درمقابل حق وامر منطقی انجاهم براده اهن باشیدضعف خودتانرا به غنی تبدیل کنید  وخودتان را نبازید-وفشارها چه از بیرون وچه از درون را خنثی کنید- این خانم درماشین نشسته بوده استخانم پشت سرش به دوست اش گفته است این خانم مریض است واز پشت ایشان راهل داده است وخندیند ایشان فرمودن من حالت سکته به من دست داد- گرچه من از خودم دفاع کردم درحالیکه افسرده بودم-ولی بسیاری از خانم هادرخیابان بالبخندی بامن مواجهه میشدند که خیلی زیبابود- امامن عرض کنم درمقابل-خداوندمنان یک شادی میدهد که فرد مقاب مات ومبهوت میشو سحت عصبانی میشودوراه اش را کج میکند—مادرنجف منوربه شهرکوفه رفتیم-بعداز مراسم مسجد کوفه که بسیاربزرگ وزیباساخته شده است وبیان میکرد که شخصی پول انرا یک هندی داده است وقبر مبارک  حضرات مسلم عقیل وهانی بن عروه رحمت الله علیهادرداخل مسجد افتاده است-جالب انکه این مسجد دومحراب دارد یکی درصحن بسیاربزرگ ویکی دراطاق بسیار کوچک که بالای محراب نوشته است محراب نماز ای نافله امیرالمومنین علی علیه السلام- است پشضت این مسجد عمارت کوفه ابن زیادبوده است- پشت دارالعماره- خانه ام هانی خواهر حضرت ام البنین سلام الله علیها بوده استکه به حضرت علی علیه السلام وصلوالت الله کرایه داده است- این خانه بحثهای جنجالی از منهای بینهایت تا بعلاوه بی نهایت دارد-که بعدامن شخصا نظرخودم خواهم داد—ما از مسجد کوفه به سمت این خانه حرکت کردیم- یک قبری بود با فاصله درحدود دهمتراز مسجدکوفه ودرحدود 130 مترتابقعه مبارک مسلم عقیل علیه السلاماین قبر تنها است واطراف هم خالی است وبا ضریح میله اهنی درست شده است وروی ان نوشته است خدیجه بنت علی علیهالسلام کهمن دفعه اول بود که این مطلب رادرک میکردم- ایشان همسرحضرت  مسلم بن  عقیل رحمت الله علیه بودند- از خانم حضرت  ام البنین رحمت الله علیها   هستندکه بعداز شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام به کوفه مهاجرت کردندودرخانهای یک اطاق کرایه کردند که همین جا است که دفن شدند تا دم مرگ انجا بودند وپساز مرگ درهمان اطاق دفن شدند ولی ساختمان بعداخراب شده است-درکربلا یک جزوات راه خدا که ماداریم- بزبان عربی برای یک جوابدرسن راهنمائی که کهج.ان بسیار زیبروی وتقریبا شبیه ایرانی ها- که مثلا فوت کرده است ولی مسلما شهید شده است اهل قطیف بود ودران زیارت نامه ای بود بنا م خوله بنت حسین که گویا علمای شیعه عربستان این امرا قبول دارند ومانداریم-؟؟وارد محوطه خانه ای شدیم که نمادین ساخته شده استکه تصورمیرودکه اخانه امام علیه السلام وصلواته الله علیه اینجنین بوده است بحث اش بماند-بین خانه حضرت علی علیه اسلام  مسجد کوفه درحدودیک زمین چهارصدمتربع- این دارالعماره بوداست که امروز صاف شده است ودرخت کاری کردند-من از مسئول این خانه که تصور مکینم نژادا ایرانی بود وفارای بدون لهجه صحبت میکرد- ومن پرسیدم که ایا افرادی انراخراب کردند وا دئلت های فعلی انرا خراب کردند ایشان فرمودند هیچ کدام-وبیان کردند کاوشگران فرانسوی  بستان شناسن اینجا حفاری کردند این ساختمان پینداشتهاست مانندارگ کریمخانی  شیراز قبلا  زیربنا درست نمیکردند رویخاک دیوار چنینی شروع میشد- وفقط چند تا خشت بدست امده است- ودرتاریخ به صراحت نقل شده است کسی درخرابی اینجا کاری نکرده است ولی بعداز عاشورا متروک شده است وکسی حاضربه تعمیرهم نبوده است وخوداش خراب شده است—درهمین موقع یک گروه کوچک درحدود-داوزده دختر سه پسر وبایک راهنمای جوان که یکی از پسرها پرچم کشوراذزبایجانرا دردست داشت وارد شدندمن پرچم رامیشناختم-جوان راهنما معلوم بود دوره دیده بود شروع کردبه سخنرانی  وچون نمن بچکی از سن پنج سالگی تا هشت سالکی درتبریز بودم ویک لله ای داشتیم که اصرار داشت بما ترکی یادبدهد ومن ترکی راخوب یادگرفته بودم وملی متاسفانه فراموش کردم- دختران حجاب چادر کاملی داشتند ویک دوره من با ایشان داخل خانه شدم-یکی از دختر خانم ها به دست شوئی رفت که اتفاقا زیباروی بود که نظیر هم درایران هم پسرهاداشتند وهم دخترها داشتند- ایشان عصبانی شد وفرمود این زودامدند بودی یک جوکی گفت- تمام حضرات  مدتهاازته قلب میخندیند- درحالیکه درکشور اذربایجان ضد حجاب هستند ومسخره میکنند وفشار می اورندبایدافسرده باشند درحالیکه اقایانی کهحکومت میکنند میبایست شادباشند به زور میخندند این اعجاز الهی است-اقای راهنما بالای پله رفت شروع کردبه سخنرانی کردن ومن نزدیک یکی از جوانان شدم وگفتم شما از کشوراذربایجان امدیددست مرا گرفت امد بغل کندمن نگاهی به ان جوان راهنما کردم .وایشان نگاه کرددرهرحال تیز نگاه کرد من وایشان خودمانرا کنار کشیدیم ومن دستم را خارج کردم وشوکه شدم-شناخت انسانهاباهرمرامی  به شرط انسانیت واجب است قران میفرمیاد همدیگر بشناسید تای از لحاظ ابعاد مختلف پی به توحید ببرید وازهم چیز یابگیرید- این دیواراهنین درست کردن ودشمن تراشی کردن واز بیگانه ترساندن وغیره فقط برای چند روز حکومت استکه کار طاغوتیان وبخصوصومعاویه علیه العنت بود وهیچ دلیل منطقی ندارد-وخداوندمنان بهانهاعقی وشرافتی وانسانیتی را ببخشد -انشالله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۹
علی گریست

بسم الله الرحمن البرحیم-در دعای  فتح که اولین دعا ازتعقیبات مشترکه-پارگراف- اول مانیفیست (برنامه)وقانون الهی است- بعد میفرماید بگو-استغفر الله  الذی لا اله الا هوالحی وال قیوم واتوب الیه-از نظر حقیر- استغفار طلب بخشش استیعنی به عمد گناه کرده است تصور کنید فردی بامشین مست بوده است ومقرارات را لحاظ نکرده وتصادف کرده است- اول یک بخشش دارد از طرف مقابل وقانون وپلیس- دومیک توبه دارد باز گشت به قوانین- دراین جا هم یک طلب بخشش باید بکند ویکی به مانیفست باز گشت کند اینها چه کسانی هستند-در مدینه همه درمقابل رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلمساکتبودند جز چند شیوخ-که مداوم ماده وتبصره میزدند- این ها با نبرد با ابوسفیان را خسارت میدیدند ومیگفتندقریش پشت سر ابوسفیان است وجنگ بیشترانهارا لجوج میکندبگذاریدتا زمانی ئکخ ابوسفیان عشقش گل کند ومسلمان شود واعتبارایشانرا لحاظ کنیدچون ابوسفیان رهبری شیوخ راقبول داشتنمیشد یک شبه شیوخ بکناریبروند اینهاتحمل نداشتندلذا عدهای تحت تثایراینها واقع میشدند واین نوع تفکرنابو اجتهاد انها واعلمیت انها بعدا پذیرفته شد- خداوندمنان  میفرمیادمن هم زنده هستم یعنی همه چیز رابخوبی درک میکنم وهم القیوم هستم قیوم دومعنا کردند یکی ذات به خداش وابسته است قیم است ایستاده است ومعنای دیگر همه موجودان به ایشان قائم هستن اگرایستادند بخاطران است که خداوند منان انهارا بر پا کرده استمثل سقف که لوستر را نگه داشته است- اقایان میفرمایند ای شیوخ بعد حق داشتند زای اجماع وکلیت افرادباانها است اجتاعی اکه علم را قبول نکند اجماع احمقانه است اعلم یعنی بهترین بخصوص درعلم-چه دلیلی برای اعلمیت اقایان ذکر شده است درحالیکه اقایان خود به جعل خودمعترف شدند-

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۱۳
علی گریست