بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است—درباره زمان ظهور امام الزمان علیه السلام بحث فراوان البته چون مسدله خطرناکی برای افرادحکومت نبوده است زیاد توجه نکردند زبان انگلیسی را با لینگافون یاد گرفته است وارد پزشکی میشود دکتر دوتسی ادلوجوشن دها مقاله انگلیسی باید بخواند وامتحکان بدند بسیاری ازنبوغا رد شدن فقطیک نمر یعنی 74 گرفتند که نمرهن قبولی هفتاد پنچ بوده است وششم درمغازه یک فرد روستایی که دراخرشیراز یک مغاازه را اجاره کردهن بود که کالاهای ان روستا ک/ه یکی فلیف سیاه استبفروشد فردی امام خلیه السلام درخیابان دید ئدر خواست درنزدیکی درختی که امام علیه السلام درفتاب بود وامام جواب اورا داد با همینمطلب را بیانمیشود که روای میگید فردی درخیابان از امام علیه السلام این سئوال کرد که امام درنیمه اول بود سایه روشن وباز مینویسد فردی امام را دید وازایشان خواست درسایه باشد ان سئوال کرد دراینجا حدیث مغشوش است شک ب ردار وقابل قبول نیست ولی درشیعه ان حدیث وجود دارد وبههمان پاسخ انها درکتب سنی بوده است وباز درکتب سنی گفته است ان فردی که امام ر ا ادرخواست درسایه درخت باشدمشهور به شیعه بوده است واین مطلب قابل قبول است ولی دردین سنی هرسه قبول است-ولی ایا مورد بکاربردن د ارد یاندارد- د رتبریز ده خانواده شیعه بودن که همسایه هم بودند ومابقیه سنی بودند جانشان برای همه بدر میامده است این یعنی تمدن بعضی یهوئدی هاهم همینطور هستند مانند خاندان لیاقت درشیراز که بیشترانها نومسلمان نامیده میشوند- اینهم تمدن است- فردی ازتبریزبه مدینه میرود درزمان امام سجاد علیه السلام د رایران اولین افرادی که سخت بهعلم توجه دارند شیراز است اکنون هم است بعد تبریز است-ا المنجد هفتاد پزشک متبحکر جهانی در قدیک که درخمارج از ایران بودند وشهرت جهانی داشتند شیرازی بعد تبریزی که به روسیه میفرتند وغلوم را یاد میدادنند- وانها هم دانشگاه داشتند- فردی از تبریز در پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلواته الله علیه والسلم به مدینه وعلم بیشتر از امام سجاد علیه السلام میاموزد به نبریز بر میگیردد اهل تبریز علاقه زیادی به جهانگردی دارند درایرانمشهور بود اسفالت خیابان وقیراندوزی پشت بام فقط مال تبریزی عالی درمیاید-- دونفر شیرازی برای دیدن امام الزمان علیه اسلام تا اسپانیا رفتند وبعد تا جزیره برمودا به دیدن ان عظمت رفته بودنو دربان خانه امام الزمان را درحالی که همه جار امه گرفته بوده است وبرگشتند—حال میپرسید چرا شیراز خیلی افراد داریم تاسن دهسالگی در درهکدهای دوکوهنک کهخود یک روستا رها شده رفته به دوکهک- کشاورزی برای یک کپر خاص درست کرده است مدتی درانجا تحصیل کرده است بعد امده شیراز کارگی کرده است و اخر شده است لیسانس زبان بنام اقای شادفر معلم بر جسته زبان من در دبیرستان شاهپور ماجرا عجیبی دارد بماند- تعدادزیاد است دو تا دهکده نیم وجبی در جاده سابق ممنسی است ترک هستند سر قبولی کنکر باهم رقابت میکنند پول های زیادی هزینه میکنند تعدادزیاد وکیل داردند و فوق لیسانس وکلات دارند و دکتری دارند که مال یکی ازانها ریس دادگستری -شیرا بود ماشین رامیفروشند تلویزیون زیون رامیفروشند فرش زیرپا میفروشند خرج کنکور دختر شان رامیدهند روی کارتن میخوابند برای پسر شان که برود جوشکاری برجسته را یاد بگیر شاگرد اول دانشکده پزشگی شیراز در زمان مرحوم دکتر خد ا یک فرد از یک دهکده بسیار کوچگ سه کلاس ک/لاس درس فردی در ان روستای نحکقر داده بوده است ومبیقبه درس تا کلاس پنجم دبیرستان متفرقه امتحان داد بوده است –ششم فردی ازان روستا یک مغازه کوچک در ته شیراز اجاره میکند ایشاند میرود درنزد ان جناب عصرها کمک به میکند وشبها انجا مطالعه میکن وکمیخوابد ودر دانشگاه سابق شیراز قببول میشد وپزشگی میخواند- انزمان استاد پزشگی دکتر دوتس بود از اطریش بعداز جنگ جهانی امریکایی اورا به امریکا بردند وجوایز زیادی درشته اناتومی یعنی تشریح برد و ایشان با درست کردن دارو وجراحی های خاص جان بسیاری از سربازان اطریشی درجنگ جگهانی دوم نجات داد- در د انشگاه شمر ذی الجوشن بود پنچاه نفر قبول شد سرانجام نوزده نفر فارغ التحصیل شدن اقای دوتس ان جگناب د عوت کرد بهمنزل وگفت انگلیسی تو م.انند انگلیسی شکسپیر است من در زبان انگلسی خیلی سعی کردم-درهر صورت درتبریز انجناب یک ح.زه درست میکند وتدریس میکند وهر دوسال خدمت امام سجاد علیه السلام میرسد وعلم میاموزد دماه میرفته است ودوماه میمانده است ودوماه بازگشت داشته است د فعه اخر که میرود ومیگوید من از این ببعتد پس ا زیک سال نیم باز میگردم امام سجاد همه بقران ایشان صلوئاته الله علیه واله والسم میفرماید این دفعه اخر است به محض بازگشت پساز ده روز فوت میکنی ایشان میگوید لطفا یک لباس بدهید که کفن من باشد میرماید وبعداز دوماه فرشته انرا برای تو میاوردچون امام باید لبساخودرا بعداز دوماه بدهد تعدادی زیادی هم لباسهند معلوم میشود ایشانراامام علیه السلام جگلو اند اخته است ایشان میگوید پس اجازه بدهید من نقشه کوچهرا بکشم چون تبریز کوچه زیاد دارد-امام علیه السلام کمی خشمگین میشود که فرشته همه مردم جهان و محل زندگانی انهارامید اند-ادامه دارد